سرماخوردگی خفن آرمیا
عزیزم توی اصفهان مریض شدی و خیلی مختصر توی پست قبلی درباره اش گفتم. تا اینکه اومدیم همدان و مریضی همچنان ادامه داشت .دکتراونجا برای شما کو آموکسی کلاو تجویز کرده بود که ما ترسیدیم بهت بدیم. چون عمو حسین قبلا نسبت به این دارو حساسیت پیدا کرده بود و تشنج گرفته بود . بابا محسن می گفت شاید ارثی باشه اما بالاخره عفونتت بیشتر شد و خود عمو حسین گفت ارثی نیست و ماجرای تشنج من این بوده که مسمومیت دارویی گرفته بودیم. ما هم شروع کردیم به خوراندان این محلول به شما که دو سه روز بعد توی یه مهمونی متوجه کهیر روی صورت و کنار چشمت شدیم..........وااااای خیلی بد بود نمی دونستیم علتش چیه . تا اینکه مادرجون و عمو حسین شما رو بردن پیش دکتر خودت آقای برخوردار و بله کاچی به عمل اومد که شما به کو آموکسی کلاو حساسیت داشتی . خوشبختانه خیلی زود با پماد بتامتازون کهیرها برطرف شد و حالا بهتری . اینم عکسهای سرماخوردگی و بعدش که خدا رو شکر کردم هزار بار . و از خدا خواستم تو هیچ وقت مریض نشی و در عوض من مریضی بگیرم دردت به جونم





مادرجون خیلی زحمت کشید تا شما خوب شدی و آخر سر هم خودش و هم پدرجون مریض شدن . حالا هم که بابا محسن مریضه! عسلکم این چه ویروسی بود کل خونواده رو مبتلا کرد؟؟![]()



سرماخوردگی خفن آرمیا 
