آرمیا جونمآرمیا جونم، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

آرمیا هدیه ای از طرف خدا

بی خوابی مامان و خواب آرمیا

1393/6/8 8:06
نویسنده : مامان فرزانه
233 بازدید
اشتراک گذاری

آرمیا جونم امروز 3 ماه و 21 روزته. دیشب خونه پدرجون بودیم. پدر جون از روز دوشنبه رفته نمایشگاه فرش تهران ماموریت و ما پیش مامانی و خاله موندیم که تنها نباشن. برای همین شما و من خوش به حالمونه. چون مامانی و خاله خیلی کمکمونن.پیششونم خیلی خوش می گذره. اما دیشب بی خوابی زده بود به سر من . تا ساعت 3 نگات می کردم . شاید باورت نشه نفس هاتو می شمردم و خدا رو شکر می کردم . وقتی یادم افتاد تا پارسال این وقتا تو پیشمون نبودی بیشتر شکر خدا می کردم. برای همین از خواب نانازت چند تا عکس خوشمل گرفتم.

صبح که منو بابامحسن و خاله جون داشتیم می رفتیم سرکار شما ازخواب بیدار شدی و به ما که بالای سرت قربون صدقه می رفتیم اینجوری با تعجب نیگا می کردی.سوالسوالسوالتعجب قربون تعجبت بره مامان.محبت از همه مهمتر چشم از خاله جون بر نمی داشتی هر جا می رفت چشمای قشنگت پشت سرش بودعینک

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)