آرمیا و شیطنت های باباش
آخه بابا این چه کاریه ؟!!! چرا سرم چادر پوشیدی ؟؟!!! بزرگ شم و این عکس ها رو ببینم به غیرتم برمی خوره !! آخه نا سلامتی من پسملم! ...
آرمیا تاتی می پوشه
قربون کفش های بامزه ات برم خودتم تعجب کردی؟.....چند وقت دیگه می تونی کفش بپوشی و راه بری مامان ایشاا... ...
آرمیا و هستی جون
آرمیا جون هستی ، یکی از دوستای خوبته . که باباش پسرعمومه . یه روز با مامانش اومده بودن خونه مامانی که ازتون چند تا عکس گرفتیم. ایشااله بزرگ شی و با هم دوست شین. ...
بی خوابی مامان و خواب آرمیا
آرمیا جونم امروز 3 ماه و 21 روزته. دیشب خونه پدرجون بودیم. پدر جون از روز دوشنبه رفته نمایشگاه فرش تهران ماموریت و ما پیش مامانی و خاله موندیم که تنها نباشن. برای همین شما و من خوش به حالمونه. چون مامانی و خاله خیلی کمکمونن.پیششونم خیلی خوش می گذره. اما دیشب بی خوابی زده بود به سر من . تا ساعت 3 نگات می کردم . شاید باورت نشه نفس هاتو می شمردم و خدا رو شکر می کردم . وقتی یادم افتاد تا پارسال این وقتا تو پیشمون نبودی بیشتر شکر خدا می کردم. برای همین از خواب نانازت چند تا عکس خوشمل گرفتم. صبح که منو بابامحسن و خاله جون داشتیم می رفتیم سرکار شما ازخواب بیدار شدی و به ما که بالای سرت قربون صدقه می رفتیم اینجوری با تعجب نیگا می ک...
آندیا جون
آرمیا جونم اینم عکس یکی دیگه از دوستای نانازت آندیا جون که ایشاله بزرگ می شی و بیشتر باهاش آشنا می شی و دوست می شی . آندیا جون 6/1/91 به دنیا اومده و مامان عاطفه اش دوست و همکار خودمه. آدرس وبلاگ قشنگ آندیا جون اینه که می تونی بری و نگاش کنی. http://andia-91.niniweblog.com خدا حفظش کنه و همیشه پیش بابا و مامان مهربونش سالم و شاد زندگی کنه ...
دست کوچولو پا کوچولو
قربون دست و پاهای کوچولو و بلوریت مامان البته اینجا هنوز یک ماهت نشده بود و خیلی پاهات لاغر و کوچولو بود حالا ماشاله تپلتر شده مامانی ...
آرمیا و خنده ها و گریه هاش
ارمیا جونم قربون خنده ها و گریه های خوشگلت برم چند تا از عکسهای نانازت رو گذاشتم برات که ببینی چقدر معصومانه می خندی و گریه می کنی ...
آرمیا و عروسکاش
آرمیا جونم با چند تا از عروسکاتازت عکس گرفتیم که خیلی ناز شده. نگاه کن ...
آرمیا و پدرجون
آرمیا جونم پدر جون خیلی دوست داره . همه می دونن که چقدر عاشقته. هر روز باید بیاد شما رو ببینه . مطمئنم شما هم پدر جون رو خیلی دوست داری. اینم عکسهای آرمیا و پدرجونش این هدیه 5 روزگی آرمیا از طرف پدر جون بود . روز مرد ! یه دست لباس سایز 2 صفر برای آقا آرمیای عزیزم که خیلی کوچولو بود ...












