آرمیا جونمآرمیا جونم، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

آرمیا هدیه ای از طرف خدا

آرمیا و پدرجون

آرمیا جونم پدر جون خیلی  دوست داره . همه می دونن که چقدر عاشقته. هر روز باید بیاد شما رو ببینه . مطمئنم شما هم پدر جون رو خیلی دوست داری. اینم عکسهای آرمیا و پدرجونش   این هدیه 5 روزگی آرمیا از طرف پدر جون بود . روز مرد ! یه دست لباس سایز 2 صفر برای آقا آرمیای عزیزم که خیلی کوچولو بود ...
4 شهريور 1393

ارمیا و باباش

ارمیا جونم از اونجایی که همه به اتفاق نظرشون اینه که شما خیلییییییییی شبیه باباتی چند تا عکس از شما و بابات رو گذاشتم  که اتفاقا عکس های جالبی هم هستن. اینجا با پدرجون اینا رفته بودیم پارک اعتمادیه و شما از پشت میله ها بچه ها رو نیگا می کردی که در حال بازی بودن . من آرزو کردم شما هم زود بزرگ بشی و مث بچه ها بتونی بدوئی و بازی کنی.   ...
4 شهريور 1393

خواب آرمیا

مامانی شما از وقتی به دنیا اومدی اغلب خواب خرگوشی داری اما توی این عکسها همش چشمات بسته بوده . خوابت اونقدر نازه که ساعتها کنارت می شینم و نگات می کنم. الهی خوابای قشنگ ببینی . پر از پروانه های شاد و گلای رنگارنگ     ...
30 مرداد 1393

تولد وبلاگ آرمیا مبارک

آرمیا مامان از امروز که 3 ماه و 12 روزت هست می خوام شروع کنم برات خاطره ها و لحظه های قشنگ زندگیت رو اینجا ثبت کنم اما برای مرور خاطر های قبل ، خیلی مختصر یه تعداد از عکس های نوزادی و سیسمونی شما رو می ذارم تا یادگاری بمونه. نگاه کن چه عسلی بودی و یواش یواش چطور ماشالله داری بزرگی می شی عزیزم .... ...
30 مرداد 1393